قطب الدين محمود بن ضياء الدين مسعود الشيرازي
103
درة التاج ( فارسى )
سيّم آنك : هم عقل ، و هم نفس بذان راضى باشند . - و آن علم است . جهارم آنك : نه عقل بذان راضى باشذ ، و نه نفس . - و آن جهلست « 1 » . و ازينجاست كى عاقلان گفتهاند كى ؛ اگر عالمى را گويند « 2 » : اى جاهل ، - تنگ دل شود ، با آنك داند كى دروغ گفتهاند ، و همجنين اگر جاهلى را گويند : اى عالم ، خوش دل شود ، با آنك - داند كى دروغ گفتهاند ، - جه دانائى - از فضائل صفات است ، و نادانى از رذائل آن ، لاجرم از نسبت نادانى برنجند . - و اگر جه بدروغ كرده باشند ، و به نسبت دانائى خوش دل شوند و اگر جه دروغ باشذ . - و جون اين معلوم شذ بدانك : دليل بر فضيلت علم از عقل و نقل بسيارست و ما از هر يكى بعضى را ياذ كنيم ، و ادلّهء نقلىّ « ( را به جهت ) » تيمّن و تبرّك بر ادلّهء عقلىّ مقدّم داريم ، - و اگر جه عقل بر نقل مقدّم است ، جه صحّت ادلّهء نقلىّ هم بعقل معلوم مىشوذ . - و از ادلّهء نقلىّ اوّل از قرآن « 3 » آغاز كنيم ، و دوّم از تورية ، و سوّم از انجيل ، « ( و ) » جهارم از زبور ، « ( و ) » بنجم از اخبار ، و ششم از آثار . امّا از قرآن « 4 » اگر جه بسيارست . ما بر ده دليل اقتصار كنيم . دليل اوّل « 5 » - قوله تعالى : إِنَّما يَخْشَى اللَّهَ مِنْ عِبادِهِ الْعُلَماءُ معنى آنست « 6 » كى جز عالمان از خداى نترسند ، زيرا - كى انّما اقتضاء حصر كند ، - و در آيتى ديگر مىفرمايد - كى : جَنَّاتُ عَدْنٍ تَجْرِي
--> ( 1 ) - پس دانش بهشتست و نادانى آتش ، پس همچنانكه خرد و شهوت هيچ يك به آتش راضى نمىشوند ، بجهل هم خشنود نشوند . و چنان كه ببهشت شاد مىشوند بدانش هم خورسند گردند ( تفسير كبير فخر الدين رازيّ چاپ استنبول ج : 1 ص 400 . ) . ( 2 ) - اينكه دانش صفت شرف - و كمال است ، و نادانى صفت نقصان چيزيست كه خردمندان بضرورت دانند . - چه اگر عالمى را گويند الخ ( تفسير كبير ج 1 ص 413 ) . ( 3 ) - فرقان - ط . ( 4 ) - فرقان - ط . ( 5 ) - اين دليل اختصاريست از كلام فخر الدين رازى در تفسير كبير ( رجوع كنيد بچاپ استنبول ج : 7 ص 44 - ج : 8 ص 652 - 653 - بخصوص ج 1 ص 402 . ( 6 ) - اينست - ط - ه .